کوثر خانم ما، الان به حسابی سنش می شه 8 ماه و بیست و یک روز. سه دندون و نصفی داره! یعنی دو دندون های پایینش تو سه ماه و نیمی در اومد. اولین دندون بالاش روز 4 اسفند در اومده بوده. مامان بزرگ بابا بزرگ کوثر هم 3 اسفند تصادف کردند و بابایی جمعه شب رفت سبزوار.
الان خانم کوثر، که بعضی وقتا صداش می کنم "بچه خانم"، سه دندون و نصفی داره. از روز 11 اسفند که رفتیم تجریش هم سرماخورده واسه اولین بار. از اون شب چند تا جغد کوچولوی خوشگل مهمون خونه ما هستند. اون شب براش رفتیم و یک جغد دیواری خریدیم و شاید بشه گفت جزو اولین چیزهایی بود که خودش تصمیم گرفت براش بخریم! یعنی اینقدر از دیدنشون خوشحال شد یک دفعه ای گفتی "هی ی ی ی ..." ما هم براش این جغد رو که از نمد ساخته شده براش خریدیم.
البته یک چیز دیگه هم هست که خیلی دوست داره و اون هم کتابیه به نام خانه ها ها جورواجورن، که رنگ رو جلدش زرده و اولین بار اینو رو با کمک خودش از هایپراستار خریدیدم یعنی از بین چند کتاب وقتی 2-3 ماهه بود این کتاب رو دوست داشت و خریدیمش. ظاهراً هم کوثر خانمی ما از رنگ زرد خیلی خوشش می آد.
الان چند وقتی هست که دیگه می تونه خودش همچنان نشسته روی زمین تعادل خودش رو حفظ کنه و اخیراً کلاً ترجیح می ده نشسته باشه تا خوابیده. ما هم معمولاً برای این که یک دفعه زمین نخوره، اطرافش چند تا بالش می ذاریم که یک هو سرش رو زمین نخوره.
از دیشب هم که اومدم خونه، مامانیش یک بازی جدید بهش یادداده که بهش رو زمین توپ قل می دی، نی نی خانم هم می گیره و دوباره بر می گردونش. از این بازی خیلی خوشش اومده و با مامانیش این بازی رو تکرار می کنه :)
هنوز هم سرماخورده است و امیدواریم زودتر خوب بشه...
- ۹۶/۱۲/۲۰