یادداشتهای خانوادگی

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰
برای یک برنامه نویس اولین پست همیشه با «سلام دنیا» شروع می شه!فردا کوثر خانم ما 70 روزه می شه و امروز شاید بعد از تولدش اولین روزی باشه که تونستم براش مطلبی بنویسم.
کار خاصی که امروز از کوثر نمکی خودمون مشاهده کردیم، مکیدن انگشت شستش بود.
امروز برای کوثر خانم پس از گشت و گذارهای هفته قبل و زیر ورو کردن دیجی کالا، یک کالسکه خریدیم. کالسکه ای به قیمت 640 تومان از سایت دیجی کالا. جالب این که دیجی کالا ست کامل رو 970 می داد و فروشگاه همین ست رو بدون کریر می فروخت 970. در بین این پست هم ایشون با توجه به نزدیکی به وقت خوابش لج گرفته بود و گریه می کرد که با خوردن 90 سی سی شیر چرتش گرفت و حاضر شدن لالا کنن :)
بخشهایی از خطراتش که برام مهم فراموش نکنم، خاطرات زردیش، خاطره اولین روز تولدش، خاطره اولین واکسن و اولین باری که دلش برام تنگ شد و خندیده که الان از زمان جا موندم و به زودی باید بیام اینها رو تا فراموش نکردم بنویسم.

از اخلاقیات جالب کوثر خانم ما هم در اغلب اوقات اینه که زیر پتو دست و پاش رو نگه نمی داره. یعنی اگر به انتخاب خودش باشه، دستش هیچ وقت زیر پتو نمی مونه مگر این که خیلی خواب باشه و نفهمه دستاش رو زیر پتو کردیم.


در حالتهایی هم که خوابش سبکه با شنیدن صداهای کوچیک دست و پاش می پره و بعدش هم از خواب می پره.

تا بعد...!
  • بابای کوثر